بحر طویل بسیار زیبایی از حمید رضا برقعی
جمعه 27 آذر 1388      11418بازديد


   و این بحر طویل است...

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسمکه چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهءباران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، بهایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیرازبیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد،زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمینمرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلکنگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی،برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدلآشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته بهحزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگشفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! کهبه جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماهمحرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدایرخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  اینبزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس هایغریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرسمعراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی کهشما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببریتا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهمخواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همهگویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته اربابندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آنمرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسیروضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در یدموسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و اینبحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهءمکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگیموج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیفکه ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولیحیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاستزبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که«الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تابندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کربو بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... تو کجایی...

زمستان ۸۶ / سوم محرم

مطالب بیشتر


 نظرات شما



پژمان  
سلام مرسی از زحماتتون من چه جوری می تونم با آقا حمید ارتباط برقرار کنم ؟ دوشنبه 01 شهريور 1389
ملکی  
عالی عالی بود. دست شمارا می بوسم. دوشنبه 13 دي 1389
حسین مظفری  
اجرتون با امام زمان دوشنبه 02 اسفند 1389
محمد  
خیلی خیلی زیبا بود میخواهم حفظش کنم... چهارشنبه 04 خرداد 1390
سعید  
عالی بود شنبه 25 تير 1390
ساره  
اون قدر زیبا بود که 1 روز پاش وقت گذاشتم و کامل حفظش کردم ...

بحر طویل دومیشون هم واقعا زیبا بود ...
دوشنبه 14 آذر 1390
جواب پزمان  
وبلاگ پرسه در خیال جمعه 18 آذر 1390
محمد جعفر همزه ئی  
بارها و بارها خواندم و اشک ریختم کاش می توانستم استاد برقعی را ببینم و دستش را ببوسم دوشنبه 28 آذر 1390
لیلا  
بسیاااااااااااااااااااااار عالی. اجرک الله آقای برقعی. سه شنبه 08 فروردين 1391
اکرم  
مثل همه سروده هاتون عالی بود دوشنبه 27 شهريور 1391
زهره  
مگه میشه همچین شعری از درونتون بجوشه و توفیق زیارت آقا امام زمان نصیبتون نشه به این میگن عزا داری خوش به سعادتتون به خاطر همه اون اشک هایی که موقع سرودنش ریختین و ممنون از حسی که به ما دادین عالی بود موفق باشید در پناه امام زمان سه شنبه 30 آبان 1391
سجاد  
زیبا بود پنج شنبه 09 آذر 1391
معلم  
عالیه.من شاگردمداحم به بحرطویل علاقه خاصی دارم.اگر زحمتی نیست اجرا شده ی صوتی از بحرطویل را هم برای دانلود بگذارید اجرکم عندالله پنج شنبه 23 آذر 1391
یاس  
خیلی ممنون یک شنبه 03 دي 1391
علی  
مرسی خیلی خوب بود دوشنبه 06 خرداد 1392
محبوبه  
خیلی جالب نبود سه شنبه 18 تير 1392
رضا  
داش حمیدخیلی عالی بود
حضرت زهرامزدنفست یه سفرکربلابهت عنایت کنه
ان شاءاله امسال عاشورابازهم کنارشماکربلاباشم
سه شنبه 08 مرداد 1392
احمدرضا  
حمید جان خیلی قشنگه خودمونی بگم (دمت گرم نه دمت حیدری) سه شنبه 26 شهريور 1392
نگار  
این بحرطویل بسیارزیباوعالی بودومن ازاستادبرقعی به خاطراین سروده زیبا متشکرم سه شنبه 27 اسفند 1392
نام    
پست الكترونيكي:    
نظر:  
 
 
 
 
   
مقالات
دریافت اطلاعات...