شعر فوق العاده زیبا از حمید رضا برقعی : :::: شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست ::::
جمعه 27 آذر 1388      27295بازديد


من عاشق این شعر هستم :

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد 
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود


خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
مطالب بیشتر


 نظرات شما



رهسپار  
شعر بسیار زیبایی ست . مخصوصا با صدای خود شاعر دوشنبه 08 شهريور 1389
rasoul  
همیشه به خودم می بالم که ایرانیم و کشوری دارم که از رودکی تا حمید برقعی و بعدها دیگران در این مرز وبوم شعر گفتند و جاودانه شدند. دوشنبه 15 آذر 1389
rahgozar  
همیشه به خودم می بالم که ایرانیم و کشوری دارم که از رودکی تا حمید برقعی و بعدها دیگران در این مرز وبوم شعر گفتند و جاودانه شدند. دوشنبه 15 آذر 1389
 
احسنتم جمعه 26 آذر 1389
صدرا  
این شعر بسیار زیبا برای ما زیباتر شد وقتی رهبرمون بصورت کم سابقه ای شاعر رو تشویق کردن. جمعه 26 آذر 1389
محسن  
من قسمتی از این شعر فوق العاده زیبا و حماسی رو که از تلویزیون پخش می شد شنیدم و لذت بردم. به همین خاطر هم اومدم تو اینترنت بگردم تا متن کاملشو پیدا کنم. درود به این شاعر خوب کشورمون. شنبه 27 آذر 1389
محمد  
بسیار زیبا وعالی شنبه 18 دي 1389
حسین چ  
خبرآمد خبری از نام است یک مسافر لقبش گمنام است او که بی نام ونشان برگشته مادرش منتظر پیغام است این بدن حامل تاریخ من است دل و دین باخته ی اسلام است غربت فکه به دامن دارد جگر خون شده ی ایام است از طلائیه ،شلمچه ،اروند با کفن آمده پر ابهام است در سکوتش دو هزاران جمله لام تا کام همه ایهام است عمق دریای دلش طوفانی جلوه ی ساحل اوآرام است به سکوت لب او گوش کنید جمله در حمل سخن ناکام است حسین چارداولی از کرج سه شنبه 28 دي 1389
حسین چ  
خبرآمد خبری از نام است یک مسافر لقبش گمنام است او که بی نام ونشان برگشته مادرش منتظر پیغام است این بدن حامل تاریخ من است دل و دین باخته ی اسلام است غربت فکه به دامن دارد جگر خون شده ی ایام است از طلائیه ،شلمچه ،اروند با کفن آمده پر ابهام است در سکوتش دو هزاران جمله لام تا کام همه ایهام است عمق دریای دلش طوفانی جلوه ی ساحل اوآرام است به سکوت لب او گوش کنید جمله در حمل سخن ناکام است حسین چارداولی از کرج سه شنبه 28 دي 1389
حسین چارد  
من شعر بالا را سال گذشته خواندم از شما میخواهم جدید ترین شعر های سید حمید رضا برقعی را به نمایش بگذارید با تشکر سه شنبه 28 دي 1389
افشین  
با زبان الکنم سپاس بینهایت خودم رو از این همه ذوق بیان می دارم یزدان پاک هماره یاور همه شاعران این مرزو بوم باشد دوشنبه 04 بهمن 1389
 
اجر شما با سرور شهیدان دل ما را در ینگه دنیا لرزاندی واشکمان را جاری کردی. سه شنبه 05 بهمن 1389
فاطمه دهکردی(نویسنده رمان)  
بسیار عالی بود. من هر بار که شنیدم گریه کردم. اجرت شما با امام حسین.امیدوارم شعرهای بعدی شما هم با همین احساس باشد سه شنبه 19 بهمن 1389
حسین  
چرا این شعر رو عوض نمی کنید؟ سه شنبه 03 اسفند 1389
مجید  
اجر شاعر عزیزمان با ارباب بیکفن سه شنبه 10 اسفند 1389
مریم  
خیلی عالی بود بخاطر احساستان تشکر میکنم موفق باشید پنج شنبه 12 اسفند 1389
رقیه-یگانه فرد-زنجان  
یقینا ازدست شما شاعر توانمند ارباب بیکفن گرفته وبادم مسیحایی به اشعار شما نفس داده شده اجرتان با صدیقه طاهره چهارشنبه 18 اسفند 1389
رقیه-یگانه فرد-زنجان  
یقینا ازدست شما شاعر توانمند ارباب بیکفن گرفته وبادم مسیحایی به اشعار شما نفس داده شده اجرتان با صدیقه طاهره چهارشنبه 18 اسفند 1389
حمید  
شاعر یک نبوغ فوق العاده دارد شنبه 28 اسفند 1389
tanha oooooooo  
kheyli ziba bood. eltemase doa شنبه 10 ارديبهشت 1390
ایران  
سلام...این شعر محشره خیلی دوسش دارم چهارشنبه 28 ارديبهشت 1390
م - فیروزی  
با سلام ، بسیار شعر زیبایی است مثل دیگر اشعار این شاعر بزرگ آقای برقعی من فکر می کنم ائمه علیهم السلام لب های شما را بوسیده اند که چنین شیرین سخن شده اید. چهارشنبه 04 خرداد 1390
غلام حسین  
میخواهم باهمه این شعر رابخوانم مثل خیلی چیزهای جذابی که وقتی انسان میشنود و می خواهد به همه اعلام کند یک شنبه 08 خرداد 1390
علمدار  
ممنون ازینکه مارو به عالمی دیگر بردید دوشنبه 09 خرداد 1390
 
واقعاشعراتون عالیه دستتون بی بلامنم عمیشه دوس داشتم این طورشاعری بشم البته نهوزم دارم دعاکنید سه شنبه 10 خرداد 1390
کمیل  
سلام همین که بااین واژها این طور روحت به تب تاب افتاده واومدی با یک عنوان ساده هم دلات رو باخودت همراه کردی نشون میده ادم دل سوخته و اهل دل و بی تارف سیمت وصله. این حالتت رو سعی کن حفظ کنی با ارتباط با همچین ادمایی. lury.blogfa.com موفق باشی یاعلی شنبه 14 خرداد 1390
مهلا گلزار  
سلام ... دست گلتون درد نکنه ... اجرتون با آقام اباعبدالله(ع)... شنبه 21 خرداد 1390
888888  
از شهریور 89 این شعر رو گذاشتید و تا الان عوض نکردید من نمیگم این شعر خوب نیست بلکه خیلی خیلی عالیه بهتون پیشنهاد میکنم شعرای دیگه ی حمیدرضا برقعی رو روی وبتون به نمایش بزارید برای مثال شعری که در مورد مردم بحرین توسط این شاعر گفته شده رو به نمایش بذارید. چهارشنبه 01 تير 1390
حسین  
با این شعر ما را به فیض اکمل رساندید. یک شنبه 05 تير 1390
m.e  
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه ی باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید، بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟ چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟ دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ، خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی… *** …عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟ به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی ست زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته، در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ، آجرک الله! عزیز دو جهان یوسف در چاه ، دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی؟ به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ، نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد… تو کجایی؟ تو کجایی؟ شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی… *** گریه کن گریه وخون گریه کن، آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست، کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من هم چو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون، بر تن تبدار حروف است که این روضه ی مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان، کشتی آرام نجات است ، ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه ی یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ …» خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را و بریدند …» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی … تو کجایی… . شاعر : سید حمیدرضا برقعی جمعه 10 تير 1390
ارش  
در حد تیم ملی این شعر سه شنبه 21 تير 1390
حسین  
خیلی باحالید چرا انتقادامون رو به نمایش نمیزارید فقط به به و چه چه هامون رو نشون میدید. سه شنبه 28 تير 1390
میرمیران  
خوشا به سعادت حمید برقعی که برای اهل بیت حرف دل میگه .نه فقط شعر. یک شنبه 30 مرداد 1390
امیر یزدی  
عالی بود دم افطاری دوباره اشک های حسینی را بر گونه هام روانه کرد. بعد از خوندن این مثنویتون غزلی گفتم می خواستم نظرتون رو دربارش بدونم. غزل گریه شادی برای فصل غمت گریه می کند سمت ضریح محترمت گریه می کند شبهای روضه پای بساط محرمت چایی سرخ تازه دمت گریه می کند از من چه انتظار شنیدم که در دهی... نخ های پرچم علمت گریه می کند بر ( کُشته فتاده به هامون ) که می رسم ترکیب بند محتشمت گریه می کند "شاعر شکست خورده ی طوفان واژه هاست" از بس که «گریه می کنمت» گریه می کند وقتی که برگ سبز غزل خیس می شود اشک من است یا قلمت گریه می کند؟؟ این آخرین صدای غزل _ شعر بغض کرد _ که می شود که در حرمت ... « گریه می کند» 18/9/1432 امیریزدی قزوین جمعه 04 شهريور 1390
روح الله  
استاد برقعی شعرتون همیشه دلموکربلایی میکنه اجرت با اقام اباعدالله علیه السلام شنبه 16 مهر 1390
رضا  
خخخخخخخخخخییییییییییییییییییییلللللللللللللللللیییییییییییییییی
عالی
آجرک الله
جمعه 29 مهر 1390
سیدحسین ترجمان  
سلام-خدا قوت- برای خرید و تهیه آثار شما به کجا مراجعه نمایم. التماس دعا چهارشنبه 11 آبان 1390
زهرا  
سلام شعر خیلی قشنگی بود به ما هم سر بزنید

http://saralah90.blogfa.com/
جمعه 20 آبان 1390
مریم  
احسنت....واقعا زیباست......طیب الله انفاسکم جمعه 27 آبان 1390
وحید رضا صادق منش  
واقعا زنده باد سید حمید خدا قلم و شعرتو پاینده و جاودان کنه چون از بهترین انسانهای تاریخ مینویسی سه شنبه 08 آذر 1390
مرضیه  
بسیار زیبا بود،خدا قوت،یا علی جمعه 11 آذر 1390
عقیله العرب  
مست بگذشتی واز خلوتیان ملکوت

به تماسای تو آشوب قیامت برخاست
پنج شنبه 17 آذر 1390
ali  
اجرکم عندالله یک شنبه 20 آذر 1390
حسینی مقدم  
باسلام.جناب برقعی اشعارتان به اخص شعرجدیدتان همه جوانب زندگیم را تحت شعاع قرار داده.من از پس آشنایی با اشعارتان ملموس تر از پیش اوج مظلومیت حماسه عاشورا و ...رادرک کرده ام.امیدوام همواره شاهد این حضور مثمرثمرتان باشم چراکه به اعتقادم اشعار خوب موجب پیشگیری از آسیب های عزاداریها میشود.متاسفانه در مشهد کتابتان را برای خرید پیدا نکردم.امیدوارم بتوانید کمکم کنید.در پناه خدا سه شنبه 22 آذر 1390
امینی  
با تشکر فراوان بسیار خوب بود چهارشنبه 23 آذر 1390
نورا  
خیلی للات بردم خیلی خیلی ! این شعر رو با نام شاعر محترم تو وبلاگم گذاشتم! التماس دعا پنج شنبه 24 آذر 1390
نرگس  
باسلام اقای برقعی واقعا بهتون تبریک میگم.به قول حضرت اقا طیب الله انفاسکم.امیدوارم قدراین عنایت اهل بیت روبدونین وبیشتروبهترادامه بدین شنبه 26 آذر 1390
زهرا  
سلام حمید برقعی این بار شاهکار نکرده اون همیشه عالی شعر میکیه امیدوارم همیشه تا لحظه ی اخر ثنا گوی اهل بیت باشه دوشنبه 12 دي 1390
ali torabi  
با عرض سلام به شما وعرض تسلیت همدردی با مولای دو عالم آقا صاحب الزمان (عجل الله تعلی فرجه)در مناسبت اسارت عمه ی ایشان.وباعرض تشکر از سایت خوبی که دارید لازمه که بگم واقعا لذت بردم.
من هم یک سایت دارم شعرای خودمو که واسه اهل بیت گفتم گذاشتم. خوشحال میشم سر بزنید.
www.rashid torabi .ir
چهارشنبه 14 دي 1390
محسن  
یا خواندن اشعار تان حال و هوای معنوی جبهه ها در خاطرم زنده می شود ایکاش می توانستم برایتان از آن حال وهواها می گفتم خواهش میکنم برای شهیدانمان هم شعری بسازید بخدا شهیدان ما خیلی غریب بودند و هستند. التماس دعا شنبه 12 فروردين 1391
ملیحه  
سلام عالی بود . شنبه 12 فروردين 1391
ستاره  
احسنت خیلی قشنگ بود. جمعه 18 فروردين 1391
مهدی معینی  
بسیار زیبا و دلنشین بود ممنون چهارشنبه 30 فروردين 1391
سادتت  
این رو میدونی که شاعر اهل بیت مورد تایید روح القدس قرار میگیرد .
خدا عاقبتت را بخیر کند .
واقعا عالی بود
یک شنبه 24 ارديبهشت 1391
گل نرگس  
حتما که از خود ائمه این اشعار زیبا بر ذهن و زبان شما جاری میشه



مارو هم دعا کنید که این حس و حال در وجود ماهم بوجود بیاد

سه شنبه 23 خرداد 1391
داش عای سیف از مسجدصاحب الزمان نوبهار  
سلام حمید جون.از اینکه بچه ی قم هستم و در جوار بی بی و از وجود شاعران کار درستی مثل شما بهره میبرم خدارو شاکرم.یا حق جمعه 06 مرداد 1391
گمنام  
شعرهای آقای برقعی فوق العاده زیباست....... جمعه 20 مرداد 1391
عبدالعظیم  
سلام وفق الله.واقعا شعرات به دل میشینه.به امید دیدار دوباره(قم...دریا)التماس دعا جمعه 28 مهر 1391
مطهر  
وای ازین شعر که نمیشه بدون اشک مرورش کرد.... جمعه 19 آبان 1391
سید قاسم حسنی صدر  
سلام سیدعزیز شعرتان بوی خدا می دهد

ممنون که حس وحال اینچنین خوبی منتقل می کنی .سید قاسم حسنی صدر
سه شنبه 07 آذر 1391
رضا رنجبر  
برای اولین بار بود که دیروز شعراشو شنیدم که از شبکه 3 پخش می شد بعد اذان زود save کردم امروزم شعرشو کپی کردم خیلی فاز داد عالی بود تا حالا نمی شناختمش ولی از این به بعد سی دی هاشو میگیرم و گوش میدم عالیییییییییییییییییییییییییی بود

شنبه 25 آذر 1391
فرشته  
زیبا.. شنبه 01 تير 1392
فرشته  
زیبا.. شنبه 01 تير 1392
محمد  
اقاجان قدر خودت را بدان دراوج اشعارت یاد ما هم باش با ارزوی توفیق روزافزون پنج شنبه 27 تير 1392
بیگی  
روز اخر اعتکاف دانشجویی تو مسجد گوهر شاد مشهد،شعری از ایشون با صدای خودشون شنیدم که هر چی میگردم تو هیچ سایتی نیست.بد جوری به دلم اتیش زد شعر این شاعر جوونمرد...

از خانوم رقیه و اقا ابوالفضل...فکر کنم همونجا سروده بود که اینقدر تاثیر گذار بود ...

منتظر چاپ کتابشونم و لحظه شماری میکنم تا دوباره بخونمش.

نفست گرم سید...
سه شنبه 22 مرداد 1392
یلدا  
ایشون هم زیبا مینویسن هم زیبا میخونن
تازه خیلی هم خوش تیپ هستن!
شنبه 26 مرداد 1392
زهرا  
یا علی مدد دست مریزاد خدا نگهدارتون باشه دوشنبه 25 شهريور 1392
ابولفضل  
اجرت با حضرت زهرا اقا سید
اخه بگم چه با این شعر ؟؟؟؟؟؟؟؟
یک شنبه 28 مهر 1392
رضا سلسبیل  
اجرتون با حضرت صاحب ؤ که خود صاحب عزاست چهارشنبه 08 آبان 1392
پیمان  
خیلی به آقا حمیدرضا برقعی ارادت داریم . انشاالله مورد توجهات حضرت ولی عصر (عج) قرار بگیرید . یا علی یک شنبه 10 فروردين 1393
رها  
یک دل سیر گریه کردم...خوشا به سعادتتون آقای برقعی دوشنبه 22 ارديبهشت 1393
نام    
پست الكترونيكي:    
نظر:  
 
 
 
 
   
مقالات
دریافت اطلاعات...