بریدم از جان و از جهان، دل؛ زدم دلم را به نام حیدر - محمود حبیبی کسبی


سه شنبه 17 آبان 1390      5839 بازدید


بریدم از جان و از جهان، دل؛ زدم دلم را به نام حیدر

فرو نیارم به بنده‌ای، سر؛ منم غلام غلام حیدر

نه بنده‌اش خوانم و نه یزدان، نه خالقش گویم و نه مخلوق

شکاف دیوار کعبه بنگر، بخوان خطی از مقام حیدر

رخش ندیده‌ست انس و جان هم، ملائک و اهل آسمان هم

که ره ندارند عرشیان هم، به محفل بار عام حیدر

طهور قرآن قرین جانش، یکایک آیات وصف شأنش

تمام نهج البلاغه سطری، ز بی‌کران کلام حیدر

مطالب بیشتر

گفت‌وگوی خوانندگان

نظرات شما

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند

نوشتن دیدگاه

نام کنار دیدگاه می‌آید؛ رایانامه فقط برای ارتباط است و منتشر نمی‌شود.

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.