عید فطر؛ ماه پیروزى برطاغوت نفس
پنج شنبه 26 شهريور 1388      1386بازديد


 عید فطر؛ یعنى بازگشت‏ به فطرت و سرشت.

بازگشت ازاین نظر که آیا رابطه ما با فطرت پاک انسانى به طورصحیح برقراراست‏ یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاکى که خداوند به ما داده و براثرحجاب‏هاى ‏جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، درکلاس ماه رمضان زنگارها زدوده‏ شده‏اند یا نه؟ که اگر چنین است ‏باید ابتداى نجات وآغاز پیروزى برطاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این که: آن چه را در ماه‏ رمضان آموخته‏اند و در راه خودسازى و بهسازى به کار برده‏اند ابراز بدارند، با کلمات و حرکات، بلکه درقلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعوروفریاد برون و درون که: «الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشکرعلى ما اولانا؛ خدا بزرگتراز آن است که توصیف ‏گردد. آرى چنین است، معبودى جزخداى یکتا و بى‏همتا نیست، وخدا بزرگترازآن ‏است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطرآن که ما را درراستاى پاکسازى و بهسازى هدایت کرده، و شکراو را که جمعیت ما وامت ما را برترین جمعیت وامت قرار داده است.

رمضان پایان مى‏پذیرد و به ‏انتهاى خود مى‏رسد، مسلمانان درمکتب رمضان، در پرتو آیات قرآن و نیایش‏ها و تقویت صبر و اراده، پس از فراگیرى به خودسازى پرداخته‏اند؛ اینک جشن ‏مى‏گیرند که در جهاد اکبر، با گام‏هاى استوار عبور کرده‏اند و به ‏مقصود رسیده‏اند.

 فلسفه اعیاد اسلامی

چها رعید دراسلام به طوررسمى وجود دارد که عبارت‏اند از: عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر. عید قربان جشن ایثار و فداکارى است، و مسلمان دراین رابطه به خویشتن بازمى‏گردد که آیا به باطن و ماهیت چنین عیدى ‏رسیده است ‏یا نه. آن گونه که ابراهیم خلیل(ع) قهرمان توحید رسید، و حسین بن‏علىعلیهماالسلام آن را درکربلا تکمیل کرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان‏ با ژرف‏اندیشى به خویشتن مى‏نگرد که آیا انتخاب او در مسئله بسیارمهم رهبرى، صحیح بوده است‏ یا نه؟ که دربینش اسلام ناب، مسئله بسیارعمیقى است، و از ارکان‏ زیربنایى نظام اسلام است، که اگراو نباشد هیچ یک ازمفاهیم اسلام، ارزش واصالت ‏خود را نمى‏توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت ‏به خویشتن است که نقش اساسى درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستى که برقرارى اتحاد و یک ‏رنگى وهمدلى مسلمانان، وسیعترین و ژرف ‏ترین برکات را براى آنها به ارمغان خواهد آورد.

ولى آیا مى‏دانید که اگرعید فطرت و خودسازى نباشد، عیدهاى دیگرتکمیل نخواهد شد. اگرچنین عیدى درزندگى انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است؛ چنان‏ که ‏امیرمومنان على(ع) فرمود: «انما هوعید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه، وکل ‏یوم لا یعصى الله فیه فهو عید؛(1)امروزتنها عید کسانى است که روزه آنها درپیشگاه ‏خدا پذیرفته شود، و عبادت‏هاى شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزى ‏که گناه نکنى روزعید تو است.» حضرت على(ع) این سخن را ازسرچشمه وحى گرفته‏ بود، چرا که وقتى خطبه رسول خدا(ص) را درمسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، ازآن حضرت پرسید: «بهترین کاردرماه رمضان چیست؟» پیامبر(ص) پاسخ داد: «الورع عن محارم الله عزوجل؛ (2)ورع و پرهیزکارى ازآن چه خداوند حرام نموده است ‏مى‏باشد؛ یعنى همان خودسازى و بازگشت ‏به فطرت پاک توحیدى‏.»

 مسئله عید و فطرت در قرآن

در قرآن مجید کلمه

عید یک بار آمده، که در رابطه با حضرت عیسى علیه السلام و شاگردان مخصوص اوست، شاگردان براى تکمیل ایمان خود گفتند: «آیا پروردگار تو مى‏تواند غذایى ازآسمان (مائده) براى ما بفرستد؟» حضرت از این تقاضا که بوى شک و تردید مى‏داد، نگران شد و به‏ آنها فرمود:

«از خدا بترسید اگرایمان دارید.» ولى به زودى دریافت که‏ مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسى است، تا در پرتو دیدار آن، قلبشان پاک ‏و سرشار از یقین گردد، از این رو به خدا عرض کرد:

«اللهم ربنا انزل‏علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا وآخرنا وآیه منک؛ خداوندا مائده‏اى ازآسمان برما بفرست تا عیدى براى اول و آخرما باشد و نشانه‏اى ازتو.» (3)

از آن جا که روز نزول مائده روز بازگشت ‏به پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح (ع) آن را

«عید» نامیده است، نتیجه این که درقرآن کلمه «عید» به عنوان تکمیل مطرح شده است.
عید فطر وقتى براى ما عید واقعى است که درمسیرخودسازى، پیروزشده باشیم، و تحول عمیقى درما پدیدارشده باشد.

قرآن با صراحت، خداشناسى و دین را مسئله‏اى فطرى مى‏شمرد.ازجمله درآیه 30 روم مى‏خوانیم:

«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التى فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم؛ اى پیامبر! روى خود را متوجه آیین خالص ‏پروردگارکن، این فطرتى است که خداوند انسان‏ها را برآن آفریده، دگرگونى درآفرینش خدا نیست.» این آیه بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس ‏فطرت و سرشت انسان مى‏باشد و دستورهاى آن هماهنگ با درون ذات ‏وجود انسان است و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت‏هاى ‏ناسالم، محفوظ باشد، همان را مى‏خواهد که آیین ناب اسلام آن را مى‏خواهد و خداوند آئینش را براساس نیازهاى فطرى بشر تدوین نموده است و اگرانسان داراى فطرت ‏نخستین، به دور از حجاب‏ها و زنگارها باشد، بدون هیچ‏گونه تردید، راه‏ توحید و دستورهاى صحیح الهى را مى‏پسندد و برمى‏گزیند،

 انواع فطرت

فطرت بر دوگونه است: فطرت عقل و فطرت دل.

فطرت عقل یعنى استدلال روشن عقلى، که انسان بعد ازرسیدن به کمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستى، به این حقیقت منتقل مى‏شود که ‏محال است این نظام معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد و این‏«عقل فطرى‏» بدون نیاز به معلم به مقصود مى‏رسد، ولى فطرت مفهوم دیگرى ‏نیز دارد که ازآن تعبیر به «فطرت دل‏» مى‏شود، که تفسیر فطرى بودن دین با این ‏تعبیر، صحیح‏تر و مناسب‏تر به نظر مى‏رسد و منظور از آن این است که انسان وقتى به ‏اعماق جانش مى‏نگرد، نور حق را مى‏بیند و ندایى را با گوش دل مى‏شنود، ندایى که‏او را به سوى مبدا علم و قدرت بى‏نظیر هستى دعوت مى‏کند، که گاهى ازآن تعبیر به ‏«درک وجدانى‏» مى‏شود، مانند آن که وقتى انسان یک گل زیبا را مى‏بیند، بدون‏ استدلال به زیبایى آن پى مى‏برد و از آن لذت مى‏برد.  «عید فطر» به معناى بازگشت ‏به فطرت است، یعنى ‏مساله خودسازى درماه رمضان، انسان را به مقامى مى‏رساند که ‏پرده‏هاى جهل، هواپرستى و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت‏ برداشته مى‏شود و انسان مسلمان در این هنگام به فط‏رت ناب خود که ازدرون ذات ‏وجودش مى‏جوشد بازمى‏گردد، همان فطرتى که آیینه صاف خدانما و حق نماست؛ همان ‏پیامبر باطن که اگر ازاسارت زنجیرهاى جهل و هواپرستى آزاد گردد، راهنماى کامل ‏و دقیق انسان به سوى کمالات است.
هرگاه انسان در پرتو برکات ماه رمضان به این درجه‏ رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است و آغاز ماه رمضان در واقع براى او عید است.

شواهد متعددى وجود دارد که نشان ‏دهنده فطرى‏ بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیت‏هاى تاریخى که نشان مى‏دهد در میان هر ملتى ‏در هر دوره‏اى اعتقاد به خداشناسى و مذهب وجود داشته است، چنان‏که شواهد باستان ‏شناسى و آثار به جا مانده از دوره‏هاى قبل از تاریخ بیان کننده این ‏واقعیت است.

مطالعات روانى و اکتشافات روان‏کاوى درابعاد روح انسان نیز شاهد دیگرى بر فطرى بودن اعتقادات دینى است، روان‏شناسان چهار تمایل عالى و اصیل را به عنوان ‏ابعاد چهارگانه روح معرفى مى‏کنند که عبارتند ازحس دانایى، حس زیبایى، حس‏نیکى، و حس مذهبى. که این خود نیز دریچه دیگرى برفطرى بودن دین است. (4)


 حجة‏الاسلام والمسلمین محمد محمدى اشتهاردى

پى‏نوشت‏ها:

1- سید رضى، نهج البلاغه، حکمت‏428.

2- شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج‏1، ص‏295.

3- مائده / آیه 114.

4- برای اطلاع بیشتربه کتاب «حس مذهبى یا بعد چهارم روح انسانى‏» ترجمه مهندس ‏بیانى رجوع نمایید.

منبع : تبیان

بازگشت به ویژه نامه

مطالب بیشتر

 نظرات شما



نام    
پست الكترونيكي:    
نظر:  
 
 
 
 
   
مقالات
دریافت اطلاعات...